لعبت حبیبی
دبیر ادبیات دبیرستانها و مراکز پیشدانشگاهی منطقه 4 تهران
چکیده
آنچه در این مقاله میآید، تأملی است بر عوامل تأثیرگذار در شکلگیری شخصیت، اندیشه و چگونگی این تأثیر بر سبک شعر و جهانبینی پروین، و چون بزرگان ادب - بخصوص ملکالشعرای بهار - پروین را احیاکنندة فن مناظره بعد از یک دوره فترت معرفی کردهاند، با نگاهی به اشعار، به ویژه مناظرهها، به بررسی ویژگیهای سبکی (تخیل، عاطفه و زبان) با توجه بیشتر به مناظرة «مست و هوشیار» خواهیم پرداخت.
کلیدواژهها: اندیشه، سبک، قطعه، مناظره، رمانتیسم، تشخیص، تمثیل
زبان فارسی از بدو پیدایش تاکنون زنان بسیاری را در عرصههای ادب و فرهنگ پرورانده است که از آن جملهاند: رابعه بلخی، مهستی گنجوی، عالمتاج قائممقامی و پروین اعتصامی.
در سدة اخیر، گوهر تابناک، شاعر گرانمایه پروین (رخشنده) اعتصامی، اگرچه کوتاه در آسمان ادب ایران درخشید
(1320- 1285 ش) اما سلسلة بلندی از فضیلتها و سجایای اخلاقی آفرید و ستون ادب و فرهنگ تعلیمی و اخلاقی ایران را رفیعتر ساخت.
با توجه به ویژگیهای شعر پروین، در این مقام به بررسی عوامل تأثیرگذار در اندیشهها، شخصیت، سبک و جهانبینی او خواهیم پرداخت.
ملکالشعرای بهار، شاعر و بنیانگذار سبکشناسی در ایران در مقدمهای که بر چاپ اول دیوان پروین نوشته است، این اثر وزین را ترکیبی از دو سبک و شیوة لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل میداند؛ «این دو شیوه، یکی شیوه شعرای خراسان - خاصه ناصرخسرو- و دیگری شیوه شاعران عراق - به ویژه شیخ سعدی- است که با سبک و اسلوب مستقلی که خاص امروز و بیشتر پیروِ تجسم معانی و حقیقتجویی است، ترکیبیافته و شیوه بدیعی را به وجود آورده است.»
(بهار، 1371: 27)
شخصیت و اندیشه
شخصیت و اندیشههای پروین به شدت تحت تأثیر پدرش، که در واقع نخستین آموزگار او بود و در مرتبة بعد، دوستان پدرش (بهار، دهخدا و نصرالله تقوی) که به شکل مستقیم از تعالیم، تشویق و ارشاد آنان بهرهمند بود، شکل گرفت. عامل سوم در شکلگیری شخصیت و اندیشة پروین، بهرهمندی او از ترجمههای پدرش، اعتصامالملک، از زبان فرانسه و انگلیسی، تحصیل در مدرسة آمریکایی «ایران بیت ایل» و آشنایی با زبان انگلیسی بود که باعث شد او بتواند با متون ادبی انگلیسی به طور مستقیم آشنا شود و همین آشنایی، او را تحت تأثیر رمانتیسم قرار داد.
«رمانتیک دو معنا دارد: یک معنای خاص که صفت است برای مکتب شعری خاصی که در قرن نوزدهم در اروپا رونق گرفت و دنبالة آن هم در ایران راه یافت و یک معنای عام که عبارت است از هر گونه شعری که حال و هوایی غنایی، اندوهگین و تأکید فراوانی بر احساسات داشته باشد. به این معنا، بخش عظیمی از شعر فارسی رمانتیک است و هر شاعری، حتی آن که اجتماعی و متعهد و اهل واقعیات روزگار خویش خوانده میشود معمولاً و عادتاً مایههایی، کم و بیش، از رمانتیسم را در خود دارد.» (زرقانی، 1383: 215- 216)
توجه پروین به کودکان، به ویژه کودکان یتیم و فقدان این مضمون در شعر سایر شعرای همعصر او چون بهار، عشقی، ایرج میرزا و شهریار میتواند دلیلی بر این ادعا باشد که پروین تحتتأثیر رمانتیسم غرب بوده اما «عواطف بشردوستی و حمایت از مردم محروم و یتیمان و سالخوردگان و ستمدیدگان که در شعر پروین به صورت واکنش روحی لطیف و مادرانه بروز کرده، از درون جان او جوشیده و سرشار از صمیمیت و صداقت است و رنگ ویژه و ذوق وی را دارد.» (یوسفی، 1369: 144)
در کنار تمام عوامل یادشده، تأثیر تحولات سیاسی - اجتماعیِ روی داده در دوران زندگی پروین در شکلگیری اندیشههای او از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این دوره (1320- 1285ش) حوادث مهمی روی داده که باعث آگاهی پروین نسبت به مسائل سیاسی - اجتماعی جامعه و حساسیت او بدانها شده است. تأثیر عوامل یاد شده در شعر پروین تجلی و نمود یافته و به شعر او جهت و پویایی داده است.
تأثیرپذیری پروین از پدر فاضل و معاشران او، همه از اکابر شعر و ادب عصر خود به شمار میآمدند، بسیار آشکار است. «از این یاران، ملکالشعرای بهار استاد شعر خراسانی بود مخصوصاً با آثار فرخی، انوری و معزی آشنایی داشت. سیدنصرالله تقوی، جامع و مصحح دیوان ناصرخسرو بود و در عین حال به طرز سنایی و احیاناً به تنبع اشعار او علاقه میورزید. دهخدا با مثنوی مولانا و حدیقهی سنایی مأنوس بود و غیر از تقلید و تتبع شعر قدما در نظم مسمطهای جدید و توصیف موضوعات جدی قدرت و قریحهی خاصی داشت. خود اعتصام الملک هم، چنان که از لحن نوشتههای وی برمیآید، در زبان شاعران بزرگ گذشته مثل سعدی، فردوسی و نظامی تبحر داشت.»
(زرینکوب، 1367: 55)
با توجه به سخن بزرگان در خصوص اشعار پروین، او در قصاید از ناصرخسرو و در مثنوی از مولانا، عطار و نظامی پیروی کرده و اغلب مسمطهایش لحن و وزن مسمطهای دهخدا را به یاد میآورد. پروین در قطعات، از انوری و سنایی تأثیر پذیرفته است.
سبک شعری
پروین بیتردید در سبک شعری از شیوة قدما تقلید میکند؛ یعنی، آثارش از لحاظ قالب و مضمون و شکل و محتوا تقریباً به شیوة گذشتگان است ولی در پیروی از دیگران چون یک مقلد آگاه رفتار میکند. او با گرفتن عناصر شعری، بهخصوص وزن و شکل اثر، آن را مطابق با زمان و مکان مورد نظر خود ساخته و پرداخته میکند و با تکیه بر غنای فکری خود، با مفاهیم انسانی و مضامین اخلاقی همراه میسازد. به گونهای که «در آنچه پروین از شیوهی فکر یا بیان قدما تقلید میکند و حتی در آنچه شعر وی، ترجمه یا نقل مضمون شاعر بیگانهای به نظر میرسد، کلام وی به قدری صبغهی شخصی دارد که به دشواری میتوان نشانهای از اخذ و اقتباس را در کلام وی به دست آورد.» (همان: 55)
با توجه به شعر «اشک یتیم» که از سرودهها و شاهکارهای پروین است، میتوان به قدرت بیان و روانی کلام پروین و «صبغة شخصی او» پی برد:
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
(دیوان: 241)
که با الهام از «گدای شهر» انوری شاعر قرن هشتم سروده شده است که با این مطلع آغاز میشود:
آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
گفت: این والی شهر ما گدایی بیحیاست
گفت: چون باشد گدا آن کز کلاهش تکمهای
صد چو ما را روزها بل سالها برگ و نواست
(انوری، ج دوم، 1372: 528)
پس از سرکوب شدن نهضت مشروطه، دو جریان شعری به وجود آمد؛ نخست: نیمایی، دوم: تلفیقی که ویژگی جریان دوم سرودن در قالبهای سنتی و کهن با افکار و اندیشههای تازه بود. «جریان تلفیقی در واقع «بازگشت ادبی» است اما صورتی متعالیتر و امروزیتری دارد.» (شمیسا، 1374: 343)
با توجه به اشعار پروین، سبک او را میتوان تلفیقی دانست؛ بهخصوص با توجه به تحلیلی که ملکالشعرای بهار از سبک پروین ارائه میدهد و آن را ترکیبی از دو شیوة لفظی و معنوی شعرای خراسان - خاصه ناصرخسرو- و شیوة شاعران عراق - به ویژه سعدی - میداند که در سبکی مستقل و متناسب با امروز ترکیب یافته و شیوهای نو آفریده است.
دیوان پروین
پروین در قالب مسمط، غزل، مثنوی، قصیده و قطعه شعر سروده و بسامد توجه او به این قالبها به ترتیب عبارت است از: 41/2 درصد، 34/4 درصد، 67/23 درصد، 26 درصد، 47/43 درصد. این بررسی گرایش بیشتر او را به قطعهسرایی نشان میدهد.
بخش اول دیوان پروین شامل 42 قصیده است. بسیاری از این قصاید از لحاظ قدرت سخنوری و نظمپردازی در حد کار قصیدهسرایان بزرگ، شیوة خراسانی به شمار میروند، چنانکه بهار میگوید: «قصائد این دیوان، بوئی و لمحهای از قصاید ناصرخسرو دارد.» محتوای این قصاید بیشتر پند و حکمت و احکام اخلاقی و مطالب عرفانی است.
بخش دوم شامل مثنویها و قطعههاست که بیشتر آنها به صورت مناظرههایی جالب، میان اشخاص و اشیا، گیاهان و حیوانات طرح شدهاند. یک بررسی آماری نشان میدهد که 59 درصد از اشعار پروین به شیوة مناظره در دو قالب قطعه و مثنوی سروده شدهاند. از مجموع این مناظرهها 65 درصد در قالب قطعه و 35 درصد در قالب مثنوی هستند.
بهار قطعات را روح دیوان پروین میداند و معتقد است که مناظره (سؤال و جواب) در قطعههای جاویدانِ پروین احیا شده (همان: 9-8) و تحول کمی و کیفی یافته است؛ چنان که تأثیر پایدار و حال و هوای تازة آنها انکارناپذیر است و «تردیدی نیست که شاهکارهای پروین، همان مقطعات مقفی و مردفی است که در میان آنها افکار بلند و بیانات فصیح شاعرانه و باریک بینیهای خاص دیده میشود» (نفیسی، 1362: 85). بنابراین، با توجه به نشان آماری مبتنی بر مناظره بودن 59درصد از اشعار پروین، حداقل 59درصد از اشعار پروین، ابتکار خاص اوست و بیتردید آنچه سبب شده پروین صاحب سبکی مستقل در شعر دانسته شود، همین مناظرات اوست.
مناظره:
مناظره در ادبیات فارسی، سابقهای طولانی دارد. «منظومة «درخت آسوریک» که مناظره بین درخت خرما و بز به زبان پهلوی ساسانی است، نشاندهندة حضور این شیوه در ادبیات ایران پیش از اسلام است.
قدیمیترین نمونههای بارز مناظره در ادبیات پس از اسلام در ایران در مقدمة برخی قصاید اسدی توسی (متوفی، 465ق)، سرایندة گرشاسپنامه و در آثار شاعرانی همچون نظامی (متوفی، 619 ق)، امیر معزی (متوفی، 518 ق)، هلالی جغتایی (مقتول، 938 ق)، طالب جاجرمی (قرن نهم هجری) و میرزا محمدنصیر اصفهانی (متوفی، 1192) دیده میشود. ناگفته پیداست که این شیوه به دلیل اینکه تا عصر پروین معطل و بیکاربرد مانده بود، میتوانست محو و از حوزة شعر فارسی خارج شود و هم از این روست که میگوییم مناظره با «استقلال فکر و نبوغ پروین» و در «قطعههای جاویدان او احیا شد» و زندگی دوباره یافت. شهریار، شاعر معاصر پروین، تحت تأثیر دیباچة مشهور بهار گفته است:
نبوغ اصلی پروین در آن مناظرههاست
مناظرات که منسوخ بوده و منسوخ
حریف نابغه آن را دوباره احیا کرد
به سعی او ادب پارسی غنیتر شد
ساختار مناظره
ساختار هر مناظره چنین است که یکی از طرفین آن اقدام به برشمردن برتریهای خود نسبت به دیگری میکند و در بخش دوم، طرف مقابل با رد ادعاهای او، برتری خود را به رخ میکشد و از خود دفاع میکند. در بخش آخر هم خود شاعر زمینهپرداز میشود و با ذکر نکات اخلاقی و اجتماعی به نتیجهگیری میپردازد.
اشخاص یا شخصیتهای آفرینندة یک مناظره گاه هر دو انساناند؛ مانند: عالم و نادان، بزرگ و گدا و طفل و حکیم. گاهی نیز آنها، همچون نوع فابل که در ادب فارسی سابقهای دیرینه دارد، از میان حیوانات برگزیده میشوند؛ مانند: بلبل و طوطی، مرغ ماهیخوار و ماهی و... .
گاهی اشیا و پدیدههای طبیعی، دستهای از اشخاص مناظرهاند؛ مانند: آب روان و گل، سرو و گل سرخ، گلستان و برف، و گاه اشخاص انسانی و غیرانسانی رو در روی هم قرار میگیرند؛ مانند: گرگ و چوپان، سلیمان و مور، و کاهل و عنکبوت. گاهی نیز گفتوگوی دو اسم معنی همچون امید و ناامیدی زمینهساز شکلگیری یک مناظره میشود.
با توجه به بسامد بالای شیوة مناظره در قالب قطعه و سپس مثنوی در دیوان پروین به بررسی سطوح سهگانة سبک او در مناظرهها خواهیم پرداخت.
1. زبان: زبان شعر پروین، متأثر از دو سبک خراسانی و عراقی است؛ این تأثیرپذیری در حوزة صرف و نحوِ زبان در قصاید، بیشتر از سبک خراسانی و در مقطعات و مثنوی، بیشتر از سبک عراقی دیده میشود که از آن جملهاند:
- استفاده از واژههای کهن چون «اِنگشت (ذغال)»، «موزه» و «مانا»؛
- به کارگیری شیوههای کهن صرفی مانند: «شنیدستم»، «گفتا» و...؛
- آوردن حرف اضافه قبل و بعد از متمم مانند: «به سر بر».
ولی تقلید پروین چنانکه گذشت، تقلیدی آگاهانه است و با وجود رعایت تکنیکهای شعری گذشتگان، زبانش ساده و روان است و این زبان در قطعهها و مثنویهای او امروزیتر و آشناتر به نظر میرسد.
2. تخیل: یکی از ویژگیهای مهم هر اثر هنری، بخصوص شعر، تخیل و خیالپردازی است. در حوزة ادبیات فارسی، از قدیم تاکنون همه کم و بیش به این عنصر مهم توجه داشته و سعی کردهاند اشعار خود را در انواع پردههای خیال به نمایش بگذارند. البته برخی از شعرا با توجه به سبک و مقتضای شرایط و موقعیت زمانی که داشتهاند، بیش از حد معمول به این موضوع پرداختهاند؛ مانند: نظامی و خاقانی که از بزرگان سبک آذربایجانی هستند یا صائب که بزرگترین شاعر سبک هندی است و گاهی مخاطب برای درک مفهوم اولیة شعر او (معنی شعر) با توجه به مفهوم ثانویه و تکاپوی ذهنی دقیق میپردازد.
از منظر بلاغت و آرایههای بدیع به کار رفته در اشعار پروین، به نظر نمیآید که خواننده برای دریافت معنی و مفهوم و درک ارتباطها به تکاپوی ذهنی شدیدی متوسل شود؛ زیرا آرایههای بدیع و ترفندهای بیانی به شیوهای کاملاً طبیعی و روان در اشعار او رسوخ کردهاند. بخصوص در قطعهها که به شیوة مناظره سروده شدهاند. از جملة برجستهترین صنایع ادبی موجود در آثار او علاوه بر مناظره و ارسال مثل میتوان به تشخیص و تمثیل اشاره کرد.
2-1- تشخیص: مناظرة پدیدههای طبیعی با اشیا با بسامد بالا نشان میدهد که اشخاص مناظرهها همیشه انسان نیستند و این بیانگر یکی از ویژگیهای اصلی این نوع از اشعار پروین، یعنی آرایة «تشخیص» است. کاربرد این آرایه در شعر پروین، به ویژه در قطعهها و مثنویها چشمگیر است. به قول «بهار»، او از زبان همه چیز سخن میگوید و به این روش به آنها شخصیت میبخشد.
2-2- تمثیل: معمولاً بیان داستانی از زبان حیوانات یا انسان است. با استفاده از این روش، معانی بلند و باطنیِ گوینده به شکلی نمادین و با توجه به معانی ظاهری آنها به شنونده القا میشود. هنر پروین در مناظرهها، ارزش تمثیلی آنهاست و با توجه به بسامد بالای آنها در شعر پروین میتوان گفت که به کارگیری تمثیل از ویژگیهای سبکی اوست.
تمثیلهای پروین با توجه به مضامین و درونمایههای آنها به تمثیلهای اخلاقی، اجتماعی - سیاسی و عرفانی تقسیم میشوند: «قسمت عمدة اشعار پروین به صورت قصه سروده شده و غالباً به شیوة مناظره است... در قصة پروین، انسان، جانوران، پرندگان و حتی اشیای جامد و بیجان و... همه به طرز جالبی با هم سخن میگویند و از گفتوشنود آنها نتایج اخلاقی و آموزشی گرفته میشود.» (آرینپور، 1379: 4-543) از نمونههای تمثیل اخلاقی، شعر بازی زندگی، روباه و ماکیان، مژگان و مردمک و... را میتوان نام برد.
عدسی وقت پختن از ماشی
روی پیچید و گفت: این چه کسی است؟
ماش خندید و گفت: غره مشو!
زانکه چون من فزون و چون تو بسی است
جز تو در دیگ هر چه ریختهاند
تو گمان میکنی که خار و خسی است
کارگر هر که هست محترم است
هر کسی در دیار خویش کسی است
(دیوان: 163)
از تمثیلهای عرفانی پروین میتوان به آنچه در اشعار «شهر شکسته»، «عشق حق» و «کعبة دل» آمده است، اشاره کرد.
کسی کاو کعبة دل پاک دارد
کجا ز آلودگیها باک دارد
چه محرابی است از دل باصفاتر
چه قندیلی است از جان روشناتر
خوش آن کاو جامه از دیبای جان کرد
خوش آن مرغی کزین شاخ آشیان کرد
(دیوان: 101)
نمونة تمثیلهای سیاسی - اجتماعی او در اشعار «دزد و قاضی»، «صاعقة ما ستم اغنیاست»، «گرهگشای»، «گرگ و شبان»، «طفل و حکیم» و البته «مست و هوشیار» دیده میشود که «از حیث تمامی شعر فارسی و ایجاز در کلام و نهایت سادگی و روانی و انسجام کلمات و نتیجة رندانة شاعرانه، که خاص گویندگان فارسی زبان است... و هزاران مطلب ناگفته و ناگفتنی را به یاد شما میآورند. این قطعة «مست و هوشیارِ» پروین واقعاً شاهکاری فراموش ناکردنیست.» (نفیسی، 1362: 95)
پروین در مناظرة «محتسب و مست»، با بهرهگیری از طنز لطیف و کنایه به اوضاع نابسامان اجتماع، فساد حاکم بر جامعه، غفلتزدگی مسئولان، فراهم بودن زمینههای انحراف و ارتکاب گناه به خصوص رشوهخواری و ظاهر فریبی اشاره و اعتراض میکند. «قطعة «مست و هوشیار» پروین که در طی آن به شیوة آنچه نزد علماءِ بلاغت «اسلوب حکیم» نام دارد، سؤال و جوابی رندانه و پرنکته بین مست و محتسب را بهانة نقد و طرح پارهای مسائل دقیق اخلاقی و فلسفی میسازد... پروین از زبان مست تفاوت اهل طریقت را با اهل شریعت به ایهام بیان میکند و قاضی را هم مثل خود، اهل هر گونه گناه و بدکاری توصیف میکند.» (زرینکوب، 1367: 55)
در روزگار پروین (عصر رضاخانی)، انتقادها معمولاً در سطح باقی میماند و زمینه برای پرداختن به انتقادهای عمیق و بنیادی نبود. از این رو بهترین شیوة اعتراض برای نقد مسائل، استفاده از «طنز» بود.
معمولاً یکی از ویژگیهای ادبیات کشورهای ستمدیده که حکومتهای مستبدانه بر آنان سیطره دارند، رواج طنز است. مردمی که نمیتوانند آشکارا لب به سخن بگشایند، به سخنان دو پهلو و غیرصریح روی میآورند و از این طریق، دیدگاههای انتقادی خود را طرح میکنند. طنز، نیشخندی کنایهآمیز و توأم با قهر و خشمی نهفته و خودداری حکیمانه است که خواننده را به سمتوسوی دیدگاه خاصی نسبت به مسائل انسانی سوق میدهد.
در روزگار پرآشوبِ پروین، اختناق سیاسی و دشواریهای اجتماعی در شعر اغلبِ شاعران معاصر او پوشیده و آشکار مطرح شده است و البته او با لطافت روح و مناعت اندیشه در نهایت سادگی و روانی، در کمال ایجاز و تناسب و هماهنگی لفظ و معنی، که از ویژگیهای زبان اوست، شاید فریادی نه به بلندی فرخی یزدی، عشقی و... سر داده باشد ولی صدای اعتراضش، بخصوص در دو قطعة دزد و قاضی» و «مست و هوشیار» کاملاً به گوش میرسد.
نتیجهگیری
همانگونه که گذشت، عوامل مؤثر در شکلگیری شخصیت، اندیشه و شعر پروین را میتوان به شرح زیر عنوان کرد.
1. تأثیرپذیری از پدر دانشمند و دوستان ادیب پدر به خصوص کسانی چون ملکالشعرای بهار، علیاکبر دهخدا و نصرالله تقوی
2. آشنایی او با متون ادبی انگلیسی و فرانسوی به واسطة ترجمههای پدر و بعدها با تحصیل در مدرسة «ایران بیت ایل» و آشنایی با زبان انگلیسی که در نتیجة آن به طور مستقیم از متون ادبی بهرهمند شد.
3. آشنایی با رمانتیسم و تأثیرپذیری از آن
4. تحولات سیاسی - اجتماعی، بخصوص حوادث پس از انقلاب مشروطه و حکومت رضاخان
5. تأثیرپذیری از ادبیات کهن، استقبال و تأثیر از سرودههای شاعران قرون (8-5)
6. گرایش به زبان شعر خراسانی و عراقی
7. احیای مناظره پس از یک دوره فترت
8. زندگی بخشیدن به شعر با استفاده از آرایة تشخیص یا انسان وارگی اشیا
9. تنوعآفرینی در اشخاص مناظره (مناظرة انسان و اشیا و حیوان و نبات)
10. کاربرد تمثیلی مناظرهها در بیان عمیقترین نکات اجتماعی، اخلاقی و...
منابع
1. بهار، محمدتقی؛ دیوان اشعار پروین اعتصامی، چاپ هفتم، تهران، ناشر ابوالفتح اعتصامی، بهمن 1355.
2. رزمجو، حسین؛ انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی، چاپ سوم، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1374.
3. زرینکوب، عبدالحسین؛ «یادنامة پروین اعتصامی»، علی دهباشی، چاپ اول، تهران، نشر دنیای مادر، 1370.
4. یوسفی، غلامحسین؛ «شوق رهایی» یادنامة پروین اعتصامی، یدالله جلالی پنداری، چاپ دوم، تهران، 1371.
5. شمیسا، سیروس؛ سبکشناسی شعر، چاپ دوم، تهران، نشر فردوس، 1373.
6. نفیسی، سعید؛ «پروین اعتصامی» یادنامة پروین اعتصامی با مقدمه و انتخاب یدالله جلالی پنداری، چاپ دوم، تهران، 1371.
7. انوری؛ دیوان، چاپ چهارم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372.
8. زرقانی، سیدمهدی؛ چشمانداز شعر معاصر ایران، چاپ اول، تهران، نشر ثالث و مرکز گسترش زبان و ادب فارسی، 1383.
9. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت؛ واژهنامة هنری شاعری، چاپ اول، تهران، کتاب مهناز، 1376